حكيم ابوالقاسم فردوسى
436
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
به فرزند گفت اين جوانى چراست * بنيروى خويش اين گمانى چراست جوان گر چه دانا بود با گهر * ابى آزمايش نگيرد هنر بد و نيك هر گونه بايد كشيد * ز هر تلخ و شورى ببايد چشيد براهى كه هرگز نرفتى مپوى * بر شاه خيره مبر آبروى ز گفت پدر پُس برآشفت سخت * جوان بود و هشيار و پيروز بخت چنين گفت كاى شاه پيروزگر * تو بر من بسستى گمانى مبر تو اين گفتهها از من اندر پذير * جوانم و ليكن بانديشه پير منم بيژن گيو لشكر شكن * سر خوك را بگسلانم ز تن چو بيژن چنين گفت شد شاه شاد * برو آفرين كرد و فرمانش داد به دو گفت خسرو كه اى پر هنر * هميشه بپيش بديها سپر كسى را كجا چون تو كهتر بود * ز دشمن بترسد سبكسر بود بگرگين ميلاد گفت آنگهى * كه بيژن بتوران نداند رهى تو با او برو تا سرِ آب بند * همش راهبر باش هم يارمند [ رفتن بيژن به جنگ گرازان ] از آنجا بسيچيد بيژن به راه * كمر بست و بنهاد بر سر كلاه بياورد گرگين ميلاد را * همآواز ره را و فرياد را برفت از در شاه با يوز و باز * بنخچير كردن به راه دراز همى رفت چون پيل كفك افگنان * سر گور و آهو ز تن بركنان ز چنگال يوزان همه دشت غرم * دريده بر و دل پر از داغ و گرم همه گردن گور زخم كمند * چه بيژن چه طهمورث ديو بند تذروان بچنگال باز اندرون * چكان از هوا بر سمن برگ خون بدين سان همى راه بگذاشتند * همه دشت را باغ پنداشتند چو بيژن ببيشه بر افگند چشم * بجوشيد خونش بتن بر ز خشم گرازان گرازان نه آگاه ازين * كه بيژن نهادست بر بور زين بگرگين ميلاد گفت اندر آى * و گرنه ز يك سو بپرداز جاى برو تا بنزديك آن آبگير * چو من با گراز اندر آيم بتير بدانگه كه از بيشه خيزد خروش * تو بردار گرز و بجاى آر هوش ببيژن چنين گفت گرگين گو * كه پيمان نه اين بود با شاه نو تو برداشتى گوهر و سيم و زر * تو بستى مرين رزمگه را كمر چو بيژن شنيد اين سخن خيره شد * همه چشمش از روى او تيره شد ببيشه در آمد بكردار شير * كمان را بزه كرد مرد دلير چو ابر بهاران بغرّيد سخت * فرو ريخت پيكان چو برگ درخت برفت از پس خوك چون پيل مست * يكى خنجر آب داده بدست همه جنگ را پيش او تاختند * زمين را بدندان برانداختند ز دندان همى آتش افروختند * تو گفتى كه گيتى همى سوختند گرازى بيامد چو آهرمنا * زره را بدرّيد بر بيژنا چو سوهان پولاد بر سنگ سخت * همى سود دندان او بر درخت برانگيختند آتش كارزار * برآمد يكى دود زان مرغزار